تبلیغات
<

سایت شرط بندی فوتبال

وب سایت مجید خراطها - آهنگ هایم در تنهایی دلنشین تر است /p>

 
وب سایت مجید خراطها
هر کاری کردم به چشت اصلا نیومد_ببخش عزیزم که همین ازم براومد
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : RabkA
نویسندگان

سایت شرط بندی فوتبال

نظرسنجی
شما کدام البوم مجید خراطها را دوست دارید؟











.::آهنگ هایم در تنهایی دلنشین تر است::.
<<مجید خراطها در گفتگو با هنر آنلاین>>
11مهر 1393
سرویس موسیقی هنرآنلاین: مجید خراطها راه موسیقی را در خانواده‌ای پیش گرفت که هر عضو از خانواده او دستی بر هنر موسیقی دارند و ساز می‌زنند. او هنر موسیقی را با ساز‌های سنتی آغاز کرد. با نواختن تنبور شروع کرده و بعد هم به آموزش تار و سه تار پرداخت و سپس به سراغ سازهای کوبه‌ای رفت و در نهایت هم پس از فراگیری پیانو، گیتار و ویولون، بیشتر درگیر سازهای کلاسیک شد.

او با مرور زمان تسلط کاملی بر نواختن بیش از ۱۰ نوع ساز (تار، سه تار، تنبور، دف، پرکاشن، گیتار، گیتار لید، گیتار بیس، پیانو، ویلون و ...) پیدا کرد و همچنین با نبوغ و استعداد خوبی که در این زمینه داشت کلاس‌های آموزش ساز خودش را دایر کرد.

خراطها کار خود را با موسیقی سنتی در سال ۱۳۷۰ آغاز نمود و در سال ۱۳۷۶ پا به عرصه آواز سنتی گذاشت. پس از سپری کردن دوره‌های ردیف آوازی و همکاری در گروه‌های سنتی، به عنوان نوازنده و خواننده پا به دنیای حرفه‌ای موسیقی نهاد و پس از تلاش و کوشش در سال ۱۳۸۰ سبک خود را از سنتی به پاپ تغییر داد و این سبک را با کار در گروه‌های باران و اهورا دنبال کرد تا حرفه‌ای‌تر پاپ را ادامه دهد. نتیجه این تلاش در موسیقی آلبومی بود به اسم "تنهاترین تنها" که شامل ۱۰ قطعه بوده و با همکاری مهدی ابراهیمی تهیه و با استقبال چشمگیری مواجه شد.

آلبوم بعدی او به اسم "زخم زبون" که شامل ۱۲ قطعه است با همکاری مهدی ابراهیمی و وحید خراطها جمع‌آوری شد. این آلبوم نیز با استقبال گسترده‌تر همراه شد و ترانه خاطره‌انگیز "مسافر " در بین هواداران او و حتی مردم به یک ترانه خاطره‌انگیز بدل شد.

آلبوم‌های بعدی مجید خراط‌ها هم با نام‌های "وداع" و "آواره" هر کدام با هفت قطعه منتشر گردید که پیشرفت قابل قبول مجید خراطها در این دو آلبوم او را بیش از پیش محبوب‌تر کرد.

زمستان سال ۸۸ زمانی بود که موفق‌ترین آلبوم مجید خراطها به نام "کنسل" و شامل ۱۰ قطعه روی سایت‌های اینترنتی قرار گرفت. پیشرفت چشمگیر مجید خراطها در این آلبوم به گونه‌ای بود که با استقبال بی‌نظیری همراه شد و رکورد دانلود اینترنتی را به خود اختصاص داد.

ولی در سال ۹۰ آلبوم "حلقه" که قرار بود اولین آلبوم مجاز مجید خراطها شود و او را پس از ۵ آلبوم، مجاز کند با اسم "حس خاص" به صورت غیر رسمی در سایت‌های موسیقی کشور قرار گرفت و روند غیر مجاز ماندن مجید خراطها را یک سال دیگر به درازا کشاند.

سرانجام در اسفند ۹۱ اولین آلبوم مجار مجید خراطها با نام "دیگه میرم" روانه بازار شد. این آلبوم که شامل قطعات تو غصه نخور، بلاتکلیف، دار و ندار، دیگه میرم، حلقه، تغییر کردی، نگران، بهونه، منو ببخش، تو عوض شدی، مسافر، تو آزادی، اشتباه کردم و خدانگهدار بود، در ۱۰ روز مانده به پایان سال انتشار یافت و طی یک هفته بعد از انتشار در رتبه چهارم پرفروش‌ترین آلبوم سال ۹۱ قرار گرفت. این خواننده با حضور در هنرآنلاین درباره آثارش و وضعیت موسیقی پاپ سخن گفت که در ادامه می‌خوانید: 

به عنوان سوال اول، چرا وارد حوزه موسیقی شدید؟

من از وقتی یادم می‌آید ساز می‌زدم. از سن سه سالگی ساز ملودیکا را می‌زدم. من در سن پایین به سمت موسیقی رفتم. پدرم نی می‌زد و مادرم هم با حوزه موسیقی کاملا آشنا است. برادرم سازهای شخصی زیاد داشت و ما برای کادوی تولد برای هم ساز می‌خریدیم. در خانواده ما به موسیقی بسیار اهمیت داده می‌شد. بعد از ساز ملودیکا به سمت سازهای دیگر از جمله پیانو و ساز دهنی رفتم و در زمان کوتاهی توانستم آن سازها را هم به صورت حرفه‌ای بزنم زیرا واقعا به موسیقی و ساز زدن علاقه‌مند بودم. همچنین از همان کودکی به خواندن علاقه داشتم. اشعار حافظ، مولانا و سعدی را می‌خواندم زیرا پدرم ما را مجبور می‌کرد تا این اشعار را یاد بگیریم. خیلی‌ها می‌گویند استعداد ذاتی من و بستر خانوادگی سبب شد تا تمام زندگی‌ام را برای موسیقی بگذارم. برادرم ساز می‌سازد و من به راحتی می‌توانستم این سازها را بنوازم. موسیقی تمام زندگی من بود و دوست داشتم به سرعت در این حوزه پیشرفت کنم. همچنین تمامی سازهای زهی را می‌زنم. یادم می‌آید ارگ آبی کوچکی داشتم که با همان قدم به قدم به سمت موسیقی رفتم. بعد هم به سراغ تنبور، تار و سه تار رفتم و با برخی از دوستان به صورت سنتی آثاری ارائه دادم تا اینکه بیشتر با سازهای پاپ آشنا شدم. آشنایی با موسیقی پاپ برایم بسیار شیرین بود زیرا تحریرهای ایرانی را می‌شناختم و هر دو را با هم تلفیق می‌کردم. با موسیقی ترکیه هم آشنایی داشتم و این موضوع سبب شد تا از ترکیب همه موسیقی خودم را بتوانم ارائه بدهم. الان هم ساز می‌زنم و بسیار به شعر علاقه‌مند هستم.

شما موسیقی را با سازهای سنتی شروع کردید چرا به سمت موسیقی پاپ گرایش پیدا کردید؟

زمانی‌که به موسیقی علاقه‌مند شدم موسیقی کلاسیک بیشتر فراگیر بود و موسیقی به دو بخش سنتی و کلاسیک تقسیم شده بود و من در هر دو نوع موسیقی نفوذ کردم و کاملا آن‌ها را می‌شناختم و می‌توانستم در هر دو حوزه فعالیت کنم. موسیقی پاپ به شکل امروز نبود و خیلی‌ها با آن آشنایی نداشتند. همان ابتدایی که موسیقی پاپ رواج پیدا کرد من مطالعات خودم را در این حوزه بیشتر کردم و به این نتیجه رسیدم که پاپیولارتر کار کنم. زمانی‌که موسیقی پاپ آمد متوجه شدم که به این نوع موسیقی بیشتر علاقه‌مند هستم. اصلا هم پشیمان نیستم زیرا موسیقی پاپ را واقعا دوست دارم و مایل هستم بیشتر در این حوزه فعالیت کنم.

کمی درباره اولین ترانه‌ای که نوشتید و خواندید صحبت کنید.

من سال‌ها شعر گفتم ولی هیچ وقت برای خواندن آن‌ها تلاش نکردم. البته هیچ‌گاه به آن فکر نمی‌کردم زیرا من در ابتدا موسیقی سنتی کار می‌کردم. کسانی که خیلی دقیق من را ‌می‌شناسند، می‌دانند که در اوایل خوانندگی و نوازندگی من در حوزه موسیقی پاپ کمی شکل سنتی داشت. من در سن پایین با ادبیات ارتباط برقرار کردم زیرا با حافظ خیلی زود آشنا شدم. همچنین خیلی مشاعره می‌کردم و شعر می‌گفتم. 10 سال پیش اولین ترانه‌هایم را گفتم. اولین ترانه "مسافر" بود و من هنوز هم در کنسرت‌هایم به عنوان اولین قطعه آن را اجرا می‌کنم.

چرا از همان ابتدا به صورت مجاز فعالیت نکردید؟ دلیل خاصی داشت؟

در آن زمان که من موسیقی را شروع کردم چندین بار می‌خواستم به صورت رسمی فعالیت کنم اما هر بار با درهای بسته رو به رو شدم. موسیقی من هیچ وقت غیر مجاز نبود زیرا موسیقی برای من قابل احترام است و هیچ‌گاه به خودم اجازه نمی‌دهم که در مسیر نادرست از این هنر والا استفاده کنم. هر موزیسینی از سه طریق می‌تواند شناخته و شنیده شود اولین راه تحمیلی است و مخاطب مجبور است بشنود که تیتراژهای تلویزیونی به این صورت است. دومین راه به صورت اتفاقی است که از طریق ماهواره، رادیو و.... است. نوع سوم از طریق زحمت کشیدن است یعنی اینکه موسیقی‌دان زحمت بکشد تا شناخته شود و مردم با خواست خودشان آن موسیقی‌دان را انتخاب کنند. من از راه سوم به مخاطبان معرفی شدم و برای این کار سختی‌های زیادی کشیدم. من هیچ‌گاه از سوی نهاد خاصی حمایت نمی‌شدم و فقط آهنگ‌هایی که می‌ساختم از طریق دوستانم پخش می‌شد و به گوش مردم و مخاطبان می‌رسید. من فکر می‌کنم زحمت‌هایی که کشیدم به نتیجه رسید و به مخاطبان واقعی خودم رسیدم. الان از موقعیتم راضی هستم و فکر می‌کنم زمان زیادی برای کار کردن دارم. من حدود سه سال مجبور شدم فعالیت نکنم تا بتوانم به صورت رسمی فعالیت کنم.

اولین آلبوم شما "تنهاترین تنها" بود، کمی درباره شکل‌گیری این اثر صحبت کنید.

در آلبوم "تنهاترین تنها" خودم به تنهایی تمام کارها را انجام دادم یعنی آهنگ‌سازی، تنظیم، شاعر، نوازندگی، میکس و تهیه و تولید آن به عهده خودم بود و تمامی کارها در یک اتاق 12 متری انجام شد. اولین باری که من با ضبط آشنا شدم از طریق این آلبوم بود. قبل آن یک سالی به دنبال کسب تجربه بودم. حدود 9 سال پیش برادرم من را تشویق می‌کردم که آهنگ‌هایم را تمام کنم و یک آلبوم منتشر کنم. من 50 پروژه داشتم که هیچ کدام به سرانجام نرسیده بود. من آلبومم را در سه روز تهیه کردم ولی ذوق نداشتم چون نمی‌دانستم بعد از آن چه کار کنم. بعد از آن آلبوم از طریق دوستانم به گوش مخاطبان رسید. حتی شبکه‌های اجتماعی به من خیلی کمک کرد.

شما با آلبوم "کنسل" شناخته شدید، به نظر شما این اثر چه ویژگی داشت که با استقبال مخاطبان مواجه شد؟

ویژگی اصلی ترانه‌های من است که بیشتر شنیده می‌شود. آهنگ‌های من بیشتر در تنهایی دلنشین است و مخاطبان در تنهایی با آثار من ارتباط برقرار می‌کنند. فکر می‌کنم آهنگ‌های مسافر، بی‌وفا و آواره زیاد شنیده شدند ولی دلیل اینکه آهنگ "کنسل" مورد توجه قرار گرفت این بود که به روزتر بود و همراه با یک موسیقی الکترونیک بود و در زمان خودش فراگیر شد. شعرهای من یک سری مسائل اجتماعی را عنوان می‌کند که برای همه قابل لمس است و از نزدیک آن‌ها را حس می‌کنند. مردم در یک سری مسائل با هم مشترک هستند. این آلبوم درباره پدیده‌های اجتماعی بود و به همین دلیل مورد توجه قرار گرفت.

چرا همیشه آهنگ‌های غمگین می‌خوانید؟

من با ژانرها و سبک‌های دیگر بیگانه نیستم. با سبک کلاسیک، سنتی آشنایی کافی دارم. به نظر من غمگین نیست و فقط مسائل اجتماعی است. من مسائل را می‌بینم و به مسائل عاطفی اهمیت بیشتری می‌دهم. من در زندگی احساسی هستم و در موسیقی هم به موضوعات احساسای توجه ویژه‌ای دارم. من هم از نزدیک این مشکلات را لمس کردم ولی نیازی نیست همه چیز را تجربه کنم. ما همه می‌دانیم آتش می‌سوزاند ولی همه به صورت کامل نسوختیم پس در نتیجه نیازی نیست سوختن را تجربه کرده باشیم تا بدانیم سوختن دردناک است. من خودم را جای یک شخص دیگر می‌گذارم و تا حدودی توانستم موفق باشم. همچنین قهرمان داستانم را به راحتی بیان می‌کنم. در خیلی از مسائل سینه سوخته و با بسیاری از مشکلات آشنا هستم. من با شخصیت داستان آشنا می‌شوم و بعد درباره آن شعر می‌گویم. این موضوع کمک بسیاری می‌کند تا بتواند راحت‌تر خودم را جای شخصیت اصلی داستانم بگذارم. من دوست ندارم مخاطبان گریه کنند بلکه دوست دارم توجه مخاطبان را به یک سری مسائل اجتماعی جلب کنم. مثلا من درباره شرایط خودکشی، کما، کارتن خواب‌ها، طلاق و.... گفتم زیرا باید از نزدیک با آن‌ها آشنا شویم.

اگر بخواهیم دو طیف را در نظر بگیریم یک طرف مخاطبان و طرف دیگر منتقدین هستند. بسیاری از منتقدان می‌گویند که خواننده باید بتواند در آلبوم‌های جدید آثار متفاوت ارائه دهد، کمی در این زمینه صحبت کنید.

هر خواننده‌ای در یک مسیر موفق‌تر است و این به معنای آن نیست که من با موسیقی کلاسیک و یا سنتی آشنایی ندارم. من اطلاعات زیادی در حوزه موسیقی دارم و در هر حوزه‌ای می‌توانم فعالیت کنم. دلیل اینکه از ژانرهای دیگر استفاده نمی‌کنم این است که به دل خودم نمی‌نشیند و با آن نمی‌توانم ارتباط برقرار کنم. من معتقدم شعر و ترانه باید تاثیرگذاری داشته باشد و هیچ وقت تلاش نکردم آهنگ شاد بخوانم تا با آن آهنگ بیشتر مطرح شوم. الان تعداد منتقدان من خیلی کمتر شده است ولی در اوایل کارم بسیاری از منتقدان می‌گفتند که چرا من فقط آهنگ‌های غمگین می‌خوانم. در آن زمان همه شش و هشت می‌خواندند و هر کسی که کارهای عجیب و غریب انجام می‌داد کارش بیشتر مورد توجه قرار می‌گرفت. البته این افراد مقطعی بودند. من اصرار زیادی به کارهای احساسی خودم داشتم و الان هم مردم کمتر موسیقی شش و هشت گوش می‌کنند. من به همه احترام می‌گذارم و هر نوع موسیقی باید وجود داشته باشد ولی باید بگویم این نوع موسیقی‌ها ماندگار نمی‌شود. اگر موسیقی‌های گذشته ماندگار شده است به دلیل آن است که  از احساس آدمی سرچشمه می‌گیرد، در نتیجه ما دلمان برای آن آهنگ‌ها تنگ می‌شود. همچنین زنده ماندن آن قطعات است. امروزه از همان سازها استفاده می‌شود ولی در نوازندگی دچار افت شده‌ایم. من به خاطر اینکه موسیقی من قدیمی نشود این نوع موسیقی را انتخاب کرده‌ام.

به همین دلیل است که هواداران لقب سلطان احساس را به شما داده‌اند؟

از آلبوم دومم بود که برای من پیغام‌های زیادی داده می‌شد و به من سلطان غم می‌گفتند که من به همه هوادارانم گفتم که سلطان غم مادر است و بهتر است از این عنوان برای من استفاده نکنند. بعد از مدتی لقب سلطان احساس به من داده شد زیرا بیشتر آهنگ‌های من احساسی است و مخاطبان با احساس خود این آهنگ‌ها را درک می‌کنند. تمام مردم ایران معروف هستند که عاطفی تصمیم می‌گیرند و از گذشته تا آینده با عاطفه و احساس تصمیم می‌گیریم. این لقب از آلبوم دوم بود که به من داده شد. خیلی از هواداران خواننده‌های دیگر می‌گویند که این عنوان برای من نیست. من معتقدم اگر به شکل حرفه‌ای‌تر به این موضوع نگاه کنیم نباید از این لقب‌ها برای خوانندگان استفاده کنیم زیرا هیچ هنرمندی با هنرمند دیگر متفاوت نیست. مهم این است که تلاش کنیم موسیقی ایرانی را شکوفا کنیم زیرا موسیقی ما مانند هنرها و تمدن‌مان از ما دزدیده شده است و کشورهای دیگر بیشتر به آن می‌پردازند. مانند ساز قانون یا عود که در کشورهای دیگر نسبت به کشور خودم فراگیرتر است. موسیقی سمرقند برای ایران بود ولی به تاراج رفت. ما فقط سه نوع موسیقی دستگاهی را ثبت جهانی کردیم در نتیجه ما حالا حالاها کار داریم و باید دست به دست هم دهیم تا موسیقی ایرانی را به اوج برسانیم و کاری کنیم تا این نوع موسیقی به گوش همه برسد. همچنین باید بگویم این لقب‌ها نمادین است و من به هیچ کدام اعتقادی ندارم بلکه لطف هواداران است که این عناوین را برای من انتخاب کرده‌اند.


موسیقی پاپ در چه وضعیتی قرار دارد؟

به نظر من موسیقی پاپ هیچ مشکلی ندارد. ما در موسیقی پاپ دغدغه‌های فراوانی داریم و بسیاری از جوانان استعدادهای بالایی دارند که باید این جوانان را در مسیر درست هدایت کنیم تا به بیراهه نروند. بسیاری از این استعدادها به دلیل نداشتن پول کافی برای اینکه وارد این حوزه شوند کم‌ کم ناامید و خاموش می‌شوند. من خودم با صداهای خیلی خاص مواجه شدم و تا جایی که توانستم کمک کردم. اما باید توجه داشت کمک من یک نفر به جایی نمی‌رسد در نتیجه شرکت‌ها باید از این استعدادهای جوان حمایت کنند. البته اگر من هم به تنهایی شکایت کنم صدای من به گوش هیچ‌کس نمی‌رسد. مثلا چند سال پیش من انتخاب می‌شدم ولی الان خودم انتخاب می‌کنم در نتیجه بسیاری از جوانان نه انتخاب می‌شوند و نه می‌توانند انتخاب کنند در نتیجه نمی‌توانند هنر خود را ارائه دهند. موسیقی پاپ باید جوانان با استعداد را پیدا کند و آن‌ها را به جامعه معرفی کند. همچنین متاسفانه کسی وجود ندارد تا این نوع موسیقی را ارزیابی کنید. موسیقی پاپ مورد توجه بسیاری از مخاطبان است در نتیجه باید نقاط قوت و ضعف این حوزه را بشناسیم و اگر ضعفی وجود دارد آن ضعف‌ها را برطرف کنیم. ما باید به بسیاری از خوانندگان بها بدهیم زیرا این خوانندگان واقعا صدا دارند و فن بیان دارند در نتیجه شرکت‌های موسیقی باید به عنوان اسپانسر از هنرمندان جوان هم حمایت کنند. حتی اگر خود من نوآوری نداشته باشم باید کنار بروم به همین دلیل است که گفتم در هر کنسرتی که برگزار می‌کنم یک ساز جدید می‌زنم.

چرا خواننده‌های امروزی به جای دغدغه ماندگار شدن دغدغه استیج دارند؟

این موضوع باید به صورت کارشناسی بررسی شود. به طور کلی در کنار مخاطبان بودن و روی صحنه رفتن لذت خاصی دارد که اگر صد بار هم به صحنه رویم این حس کمرنگ نمی‌شود. من هیچ وقت فراموش نمی‌کنم اولین بار که به صحنه رفتم در نیشابور بود. من کاملا استرس داشتم ولی عشق به مخاطبان من را به آن‌جا کشانده بود. دومین بار که به صحنه رفتم بار دلتنگی به سراغم آمد و همیشه برای مخاطبان دلتنگ می‌شوم و دوست دارم زود به زود به صحنه روم. خوانندگان شیرینی استیج را دوست دارند. البته بهتر است در ابتدا خواننده با آهنگ‌هایش شنیده شود و سپس به صحنه رود زیرا در غیر این صورت به سرعت از ذهن‌ها محو می‌شود و ماندگاری نخواهد داشت.

شما زمانی که شروع به کار کردید هدفی داشتید به آن هدف رسیدید؟

من زمانی که کارم را شروع کردم هفته بعد به هدفم رسیدم. در ابتدا هدف‌های کوچک‌تری داشتم و فقط می‌خواستم آلبوم منتشر کنم ولی بعد از آن هدف‌هایم بزرگ‌تر شد. آرزوهایم کم کم بزرگ شد. هدفی که دارم پرورش می‌دهم و به دنبال آرزوهای کوچک نیستم. هدفم برگزاری کنسرت نیست بلکه دوست دارم در کنار مردم باشم بدون آن که مخاطبان از من زده شوند. سعی می‌کنم در شهرستان‌ها هم به صحنه روم. برنامه‌ریزی برای امسالم جذب حداکثر طرفدار است. همچنین آشنایی بیشتر موسیقی و اطلاع‌رسانی به هنگام از اهداف دیگرم است. همچنین می‌خواهیم کاری کنیم تا هواداران ما بیشتر با موسیقی آشنا شوند. خودم آرزو دارم و تلاش می‌کنم. امسال آلبوم دیگری دارم که این آلبوم در مرحله آهنگسازی و تنظیم است و قرار است به زودی روانه بازار موسیقی شود. سعی دارم خاص‌تر از قبل کار کنم و از ترانه‌های عاشقانه بیشتر استفاده می‌کنم.

حرف پایانی.....

از همه مخاطبان به خاطر لطفی که به من دارند تشکر و قدردانی می‌کنم. قول می‌دهم سالیان سال در کنار مردم باشم. سعی می‌کنم با برنامه‌ریزی دقیق‌تر به صحنه روم.


<<دریافت تصاویر>>

Download

Download

Download





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 6 آذر 1393
جمعه 18 مرداد 1398 10:14 ب.ظ
Sexy2call Quick search and get the most up-to-date
results Get a massage escort girl, discrete apartment or
any perfect and indulgent recreation. Looking for escort girls?
Discrete apartments? Come up with a quick search by region of Israel.
جمعه 18 مرداد 1398 12:49 ق.ظ
hello there and thank you for your information – I have
definitely picked up something new from right here.
I did however expertise several technical points using this website, since I experienced to reload the web site lots of times previous to I could
get it to load correctly. I had been wondering if your hosting
is OK? Not that I'm complaining, but sluggish loading instances times will often affect your
placement in google and could damage your high-quality score if advertising and marketing with Adwords.
Anyway I'm adding this RSS to my e-mail and can look out for much more of
your respective intriguing content. Ensure that you update this again soon.
سه شنبه 15 مرداد 1398 05:56 ق.ظ
appreciate it a great deal this web site can be proper plus informal
جمعه 11 مرداد 1398 04:28 ق.ظ
Index Search Villas and lofts for rent, search by region, find in a few minutes a
villa for rent by city, several different
چهارشنبه 2 مرداد 1398 05:54 ب.ظ
For hottest news you have to pay a visit web and on the web I found this web site as a finest website for
most recent updates.
دوشنبه 31 تیر 1398 04:21 ب.ظ
It's amazing for me to have a web site, which is beneficial
in support of my experience. thanks admin
دوشنبه 31 تیر 1398 04:05 ق.ظ
I visited multiple blogs except the audio feature for audio songs current at this web page is actually marvelous.
یکشنبه 30 تیر 1398 10:42 ب.ظ
This article offers clear idea in favor of the new visitors of blogging, that in fact
how to do blogging and site-building.
یکشنبه 30 تیر 1398 06:00 ب.ظ
The ads are controlled by the many binding laws of your State of Israel.
جمعه 28 تیر 1398 03:05 ب.ظ
hello there and thank you for your information – I have certainly picked up something new from
right here. I did however expertise several technical issues using this site, as
I experienced to reload the website lots of
times previous to I could get it to load properly. I had
been wondering if your web hosting is OK? Not that
I am complaining, but slow loading instances times will very frequently
affect your placement in google and can damage your high-quality score if advertising and marketing with Adwords.
Anyway I am adding this RSS to my email and could look out
for a lot more of your respective fascinating content.
Ensure that you update this again very soon.
پنجشنبه 27 تیر 1398 04:42 ق.ظ
I used to be able to find good advice from your articles.
چهارشنبه 26 تیر 1398 11:05 ق.ظ
I'm very pleased to uncover this website.
I need to to thank you for your time for this wonderful read!!
I definitely liked every bit of it and i also have you saved to fav to see new information in your blog.
دوشنبه 24 تیر 1398 06:36 ق.ظ
"We've got to build to a new crescendo, cheri," he said.
"And then we can have an ending which will be as none before."

His smile was decadent, his eyes were stuffed with lust, and the soft skin of his hard cock against
my sex was having its intended effect. I was feeling a stronger arousal now as I felt his cock
slide between my sensitive lips. I felt the head of
his cock push agonizingly at the entrance of my pussy, and I desired
him to thrust into me hard. Instead he pulled back and slid his
hardness back about my clit.

I became aching to get him inside, and I really could tell
that his should push that wonderful hard cock inside me was growing.

His moans grew to fit mine, and I knew the sense of my wet pussy lips around the head of his cock was getting an excessive amount for both of us.



"Allow finale begin," he stated, anf the husband
slid the tip of his cock inside me.

Both of us gasped as they held his cock there for just a moment.
I contracted my pussy to pull him further inside,
and he threw his return for the sensation. Inch by excruciating inch he pushed his cock
inside me, every time I squeezed my pussy around him.
His cock felt wonderful the way it filled me, but I desired all of it inside me.
I rolled to the side and rested my leg against his
shoulder, and that he plunged his cock all the way in.
یکشنبه 23 تیر 1398 08:04 ب.ظ
This post is really a good one it helps new
the web people, who are wishing in favor of blogging.
یکشنبه 23 تیر 1398 05:39 ب.ظ
It's fantastic that you are getting ideas from
this post as well as from our discussion made at this place.
پنجشنبه 20 تیر 1398 05:16 ب.ظ
Index Search Villas and lofts for rent, search by region, find in minutes a
villa for rental by city, several different rooms lofts and
villas. Be in awe of the wonderful pictures and knowledge that they have to
offer you. The site is a center for every person the ads while in the field, bachelorette party?
Enjoy a friend who leaves Israel? Regardless of the key reason why you should rent a villa for a future event or
just a gaggle recreation suited to any age. The site is also the middle of
rooms because of the hour, which is definitely another subject,
for lovers who are searching for a luxurious room equipped for discreet entertainment with a spouse or lover.
Regardless of you want, the 0LOFT website produces a look for you to identify
rentals for loft villas and rooms throughout Israel, North South and Gush Dan.
چهارشنبه 19 تیر 1398 06:22 ب.ظ
We're having coffee at Nylon Coffee Roasters on Everton Park in Singapore.
I'm having black coffee, he's creating a cappuccino.

He is handsome. Brown hair slicked back, glasses that are great for his face, hazel
eyes and the most beautiful lips I've seen. He or
she is well made, with incredible arms and also a chest that is unique during
this sweater. We're standing in front of each other discussing our everyday life, what we really wish for money for hard times, what
we're searching for on another person. He starts saying that bigger been rejected loads of times.


‘Why Andrew? You're so handsome. I'd never reject you ', I
only say He smiles at me, biting his lip.

‘Oh, I really don't know. Everything happens for reasons right.
But analyze, you wouldn't reject me, can you Ana?' He said.


‘No, how could I?' , I replied

"So, would you mind if I kissed you at this time?' he stated as I get far better him and kiss him.

‘The very next time don't ask, do exactly it.' I reply.

‘I enjoy how you would think.' , he said.

For the time being, I start scrubbing my high heel in her leg, massaging it slowly. ‘So what can you enjoy girls? And, Andrew, don't spare me the details.' I ask.

‘Everyone loves determined women. Someone you never know the things they want. Somebody that won't say yes because I said yes. Someone who's not scared when you attempt a new challenge,' he says. ‘I'm never afraid of attempting a new challenge, especially in terms of making interesting things in the bed room ', I intimate ‘And I love girls that are direct, who cut throughout the chase, like you just did. To be
honest, that's a huge turn on.
چهارشنبه 19 تیر 1398 09:57 ق.ظ
Sexy2call Quick search to get the modern results Locate a massage escort girl, discrete apartment or any perfect and indulgent recreation. In search of escort girls?
Discrete apartments? Create a quick search by region of
Israel.
سه شنبه 18 تیر 1398 07:09 ب.ظ
"We should build to a new crescendo, cheri," he said.
"Therefore we could have an ending that might be as none before."

His smile was decadent, his eyes were packed with lust, plus the soft skin of his hard cock against my
sex was having its intended effect. I'd been feeling a stronger arousal now as I felt his
cock slide between my sensitive lips. I felt the actual top of his cock push agonizingly
at the entrance of my pussy, and I needed him to thrust into me hard.
Instead he retracted and slid his hardness back nearly my
clit.

I'd been aching to have him inside, and I could tell that his ought to push that wonderful
hard cock inside me was growing. His moans grew to fit mine, and I knew the sensation of my wet
pussy lips on the head of his cock was getting an excessive amount for of us.


"Let the finale begin," he said, and hubby slid the top of his cock inside me.


The two of us gasped when he held his cock there for any moment.
I contracted my pussy to pull him further inside,
and he threw his head back at the sensation. Inch by
excruciating inch he pushed his cock inside me, every
time I squeezed my pussy around him. His cock felt wonderful simply because it filled me, but I
desired it all inside me. I rolled aside and rested my leg against his shoulder, anf the husband plunged his cock entirely in.
سه شنبه 18 تیر 1398 09:21 ق.ظ
We're having coffee at Nylon Coffee Roasters on Everton Park in Singapore.
I'm having black coffee, he's possessing a cappuccino.
They are handsome. Brown hair slicked back, glasses for his
face, hazel eyes and the most amazing lips I've seen.
They are well made, with incredible arms as well as a
chest that is different with this sweater.

We're standing right in front of each other dealing with our way of
life, what you want money, what we're in search of on another person. He starts telling me that she has been rejected a lot of
times.

‘Why Andrew? You're so handsome. I'd never reject you ', I have faith that He smiles at me, biting his lip.



‘Oh, I wouldn't know. Everything happens for reasons right.

But analyze, you would not reject me, would you Ana?' He said.



‘No, how could I?' , I replied

"So, you would not mind if I kissed you right now?' he was quoted saying as I recieve closer to him and kiss him.

‘Next occasion don't ask, accomplish it.' I reply.

‘I like how you think.' , he said.

While waiting, I start scrubbing my your back heel in the leg, massaging it slowly. ‘What exactly do that suits you in females? And, Andrew, don't spare me the details.' I ask.

‘I enjoy determined women. Someone you will never know what they have to want. A person that won't say yes just because I said yes. Someone who's unafraid of attempting something totally new,' he says. ‘I'm never afraid of trying something totally new, especially on the subject of making a new challenge in the bed room ', I intimate ‘And I adore girls who are direct, who cut through the chase, like you may did. To be
honest, it really is a huge turn on.
جمعه 14 تیر 1398 08:27 ق.ظ
We're having coffee at Nylon Coffee Roasters on Everton Park
in Singapore. I'm having black coffee, he's possessing a cappuccino.

They're handsome. Brown hair slicked back, glasses
which fit his face, hazel eyes and the most wonderful lips I've seen. He could be well built, with incredible arms
along with a chest that is different with this sweater.
We're standing before of one another discussing our
everyday life, what you want money for hard times, what we're searching for on another person. He starts telling me that she has been rejected a lot of times.


‘Why Andrew? You're so handsome. I'd never reject you ', I believe that He smiles at me, biting his lip.


‘Oh, I can't know. Everything happens for an excuse right.
But tell me, would you reject me, might you Ana?' He said.


‘No, how could I?' , I replied

"So, can you mind if I kissed you at this time?' he stated as I receive closer to him and kiss him.

‘When don't ask, do exactly it.' I reply.

‘I love how you will think.' , he said.

While waiting, I start scrubbing my your back heel as part of his leg, massaging it slowly. ‘What can that suits you in females? And, Andrew, don't spare me the details.' I ask.

‘I adore determined women. Someone who knows whatever they want. Somebody who won't say yes because I said yes. Someone who's not afraid when trying a new challenge,' he says. ‘I'm never afraid when attemping new stuff, especially when it comes to making something mroe challenging in the bed room ', I intimate ‘And I love women that are direct, who cut in the chase, like you just did. To be
honest, it really is a huge turn on.
پنجشنبه 13 تیر 1398 09:05 ب.ظ
Sexy2call Quick search and find the most recent results Find a massage escort girl,
discrete apartment or any perfect and indulgent recreation. In search of escort girls?
Discrete apartments? Produce a quick search by region
سه شنبه 11 تیر 1398 07:02 ب.ظ
Index Search Villas and lofts for rental, search by region, find
in minutes a villa for rental by city, a number of rooms
lofts and villas. Be stunned at the pictures and knowledge that they
have to offer you. The site is a center for you all the ads inside field, bachelorette party?
Like a friend who leaves Israel? Whatever the reason you must rent
a villa for a forthcoming event or simply just a gaggle recreation made for any age.
The site is also the centre of rooms by the hour, which is another subject, for lovers who are seeking a luxurious room equipped for discreet entertainment by using a
spouse or lover. Regardless of the you are interested in, the 0LOFT website will make a
hunt for you to find rentals for loft villas and rooms throughout Israel, North South and Gush Dan.
سه شنبه 11 تیر 1398 09:38 ق.ظ
Sexy2call Quick search to get the newest results Get a massage escort girl, discrete apartment or any perfect
and indulgent recreation. Trying to find escort girls?
Discrete apartments? Complete a quick search by region, the
biggest portal in Israel for discreet apartments and escort girls,
various youth ads that offers you service and guidance you did not know, perform a search by city
to get the dream girl for indulgence, business meeting?
Ads usually do not include and or provide and or encourage and
or imply the provision of sexual services. The ads are at the
mercy of all the binding laws from the State of Israel.
دوشنبه 10 تیر 1398 06:07 ق.ظ
We're having coffee at Nylon Coffee Roasters on Everton Park in Singapore.
I'm having black coffee, he's developing a cappuccino. He's handsome.

Brown hair slicked back, glasses for his face, hazel eyes and the most beautiful lips I've seen. He's well made,
with incredible arms along with a chest that sticks out during this sweater.
We're standing right in front of each other preaching about our way
of life, what we would like into the future, what we're in search of on another person. He starts telling
me that he's got been rejected lots of times.


‘Why Andrew? You're so handsome. I'd never reject you ',
I say He smiles at me, biting his lip.

‘Oh, I really don't know. Everything happens for grounds right.
But let me know, you would not reject me, does one Ana?' He said.


‘No, how could I?' , I replied

"So, utilize mind if I kissed you right this moment?' he said as I get more detailed him and kiss him.

‘The next time don't ask, do it.' I reply.

‘I favor the method that you think.' , he said.

While waiting, I start scrubbing my high heel as part of his leg, massaging it slowly. ‘What do you want in women? And, Andrew, don't spare me the details.' I ask.

‘I really like determined women. Someone you never know what they want. Someone who won't say yes just because I said yes. Someone who's not scared when attemping new things,' he says. ‘I'm never afraid of trying something totally new, especially in regards to making a new challenge in the bed room ', I intimate ‘And I adore women who are direct, who cut through the chase, like you recently did. Being
honest, it really is a huge turn on.
شنبه 8 تیر 1398 08:13 ب.ظ
I pay a quick visit day-to-day some sites and sites to read posts, but this blog presents
quality based content.
جمعه 7 تیر 1398 04:09 ب.ظ
When someone writes an piece of writing he/she maintains the thought of a user in his/her brain that how a user can be aware of it.

So that's why this article is outstdanding. Thanks!
چهارشنبه 5 تیر 1398 02:23 ق.ظ
We're having coffee at Nylon Coffee Roasters on Everton Park
in Singapore. I'm having black coffee, he's possessing a cappuccino.
He could be handsome. Brown hair slicked back,
glasses that suit his face, hazel eyes and the prettiest lips I've seen. He's well built, with incredible
arms and also a chest that stands apart during this sweater.
We're standing right in front of each other
talking about people, what we want money, what we're interested
in on another person. He starts saying that they have been rejected a lot of times.


‘Why Andrew? You're so handsome. I'd never reject you ',
I say He smiles at me, biting his lip.

‘Oh, I don't know. Everything happens for an excuse right.

But tell me, you wouldn't reject me, do you Ana?' He said.


‘No, how could I?' , I replied

"So, you would not mind if I kissed you at the moment?' he said as I am nearer to him and kiss him.

‘Next time don't ask, do it.' I reply.

‘I enjoy the way you think.' , he said.

While waiting, I start scrubbing my high heel in the leg, massaging it slowly. ‘Exactly what do you want ladies? And, Andrew, don't spare me the details.' I ask.

‘I love determined women. Someone to know what they want. Someone that won't say yes even though I said yes. Someone who's not scared when attemping interesting things,' he says. ‘I'm never afraid when you try a new challenge, especially in terms of making a new challenge in the bed room ', I intimate ‘And Everyone loves females who are direct, who cut over the chase, like you simply did. To generally be
honest, this is a huge turn on.
دوشنبه 27 خرداد 1398 09:49 ب.ظ
"We must build completely to another crescendo, cheri," he
said. "And then we should have an ending that'll be as none before."

His smile was decadent, his eyes were packed with lust, as well as the soft skin of his
hard cock against my sex was having its intended
effect. I was feeling a stronger arousal now as I felt his cock slide between my sensitive lips.
I felt the actual top of his cock push agonizingly at the entrance of
my pussy, and I wanted him to thrust into me hard. Instead he pulled back and
slid his hardness back up to my clit.

I used to be aching to get him inside, and I possibly could tell that his need
to push that wonderful hard cock inside me was growing.
His moans grew to fit mine, and I knew the opinion of my wet pussy lips
about the head of his cock was getting an excessive amount of
for both of us.

"Enable the finale begin," he was quoted saying, and then he
slid the tip of his cock inside me.

Both of us gasped as they held his cock there for the moment.

I contracted my pussy to pull him further inside, and that he threw his head back on the sensation. Inch by excruciating inch he pushed his cock inside
me, and each and every time I squeezed my pussy around him.
His cock felt wonderful simply because it filled me, but I desired
everything inside me. I rolled aside and rested my leg against his
shoulder, and he plunged his cock all the way up in.
جمعه 24 خرداد 1398 11:43 ب.ظ
Thanks for sharing such a pleasant thinking, post is fastidious, thats why
i have read it completely
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
آمار وبلاگ

سایت شرط بندی فوتبال

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


بازی آنلاین


AMIRTATALOO

چت روم سایت

پخش آنلاين موزيك

دریافت کد موزیك
وبلاگ هوادار حمید عسکری 
سلام

مجید خراطها